ابراهيم اصلاح عربانى

218

كتاب گيلان ( فارسى )

تومان مىشود ، دادند . ما هم براى بانك تخصيص داديم كه هنوز هم باقى است و تصرفاتى در آن نشده . در عوض ، از روز اول ورود تا امروز ، مخارج تمام قواء اعزاميهء شما را عهده كرده ، بيست ميليون مال ايرانيها را در بادكوبه برديد . قول شرف داديد رد كنيد ، محبت آن مال ، نگذاشت شما آن را بدهيد ، در صورتىكه صاحبان آنها براى پيشرفت انقلاب چقدر ممكن بود در آتيه كمك نمايند . اما اسلحهء سويت روسيه ، برحسب قرارداد ، مقدارى است كه به ما تسليم كردند . هروقت محل صرف اسلحه را از من خواستيد ، توضيح مىدهم كه چه شد و اين پرسشها عجالتا از وظايف رفقاى مغرض شما نيست . زيرا حكومت جمهورى به رسميت باقى است و براى افساد چند نفر خودخواه خودسر از مقام خود ساقط نشده و به آنها حق داده نمىشود كه زمام امور حكومت را در دست گرفته و يك مملكت را غارت نمايند و با اين ايرادات پر از افسانه خود را مشغول كنند . در سر موقع اگر جماعت توضيح خواست ، داده مىشود . در مكتوب خود از دو نفر رفقاى ما دلسوزى كرديد ، ولى تمام رفقاى ديگر ما را خودپرست و ضد انقلاب نوشتيد . زهى بىانصافى ! من آن دو نفر را نمىگويم كه چه هستند ، چه وقت و براى چه به جنگل آمدند . افكار عامه هويت هركسى را واضح خواهد كرد ، ولى اين همراهان و رفقاى ديگر من كسانى هستند كه تمام ايران شاهد عمليات صحيحه چندين ساله آنها هستند . نوشتيد رفقا و مجاهدين ادارات را تصرف كردند . معلوم شد كه بر عليه ما بودند . جوابا مىنويسم همان عده‌اى را كه ابو كف و رفقاى او بىاطلاع حكومت به اسم فرستادن فرونت وارد كردند ، همانها به اتفاق چند نفر مغرض ادارات را تصرف كردند ، ولى اسم مجاهدين را بدنام مىكنند . آيا اين حركت دليل خيانت آنها نمىشود . احساسات تمام گيلانيها را نمىبينيد تا چه پايه بر ضد مداخلات آنها هستند . اقدامات و غارت را كنار بگذاريد تا ببينيد مردم از اعمال آنها تا چه پايه تنفر دارند . از جمله مقاصد رفقاى شما اين است كه به ماها تضييقات شديد وارد كنند تا ما مجبور شده به سمت دشمن برويم . آن‌وقت هجوم مغرضانهء خود را صحيح جلوه دهند . ما هم بنا به عقيدهء صادقانهء خود ، خيالات وجدان‌سوزى آنها را كه دربارهء ما دارند عقيم گذاشته ، همهء مصائب و زحمت را تحمل مىكنيم . در گوشهء جنگل به‌سر مىبريم ولى محال است به دشمن توجه كنيم . ما با رفقاى شما جنگ ننموده تا دست‌آويزى به آنها بدهيم . اينقدر صبر مىنمائيم تا خيانت سر از حجاب بيرون آورده ، آنها را مفتضح كند و براى ماها در آن‌وقت ، كشف حقيقت بهترين لذتهاى دنيا خواهد بود . به ما ضد انقلاب گفتيد و آن كدام باوجدان منصف است كه بداند و نگويد كه پانزده سال است كه من و رفقاى من با اسناد افتخارات تاريخى تا امروز مراحلى را در انقلاب طى كرديم كه ذكر آن براى اغلب زهره شكاف است . به درستى و راستى ، بىهيچ آلايشى ، قدمهاى مقدس انقلاب را برداشتيم . انگليسيها و دولت نيكلائى به من سلطنت ، حكومت ، امتيازات و رياست دادند . همه را پشت پا زدم ، فقط به توجه عامه ، احساسات عامه و مقبوليت عامه كه همينها آخر الامر فساد و دروغهاى شما را بايد واضح كنند . ما با دلايلى كه در هرمحكمه از محاكم قانونى و وجدانى دنيا بپذيرند ، با شهامت به افكار عامه ثابت مىكنيم كه نه‌تنها ايران ، بلكه روح انقلاب سوسياليستى به وجود ماها افتخار مىكند و از رفقاى شما بيزارند . به نطق فلان حق‌سوز يا به قلم فلان حقيقت‌كش يا به دسيسه و اشتباه‌كارى امثال ابو كف دلگرم نشويد كه بتوانند ما را خراب كنند . اگر راست مىگويند كه مردمان با غرضى نيستند ، گوش بدهند به بيانات ما و آنها ، تا بفهمند ما چه هستيم و آنها چه هستند . اين اولين دفعه نيست كه به ما حسد بردند . اين اولين مرحله نيست كه حقوق ما را زير پا گذاشتند . اين اولين دفعه نيست كه به ما خيانت كردند و ما را از سر انقلاب بازداشتند . چندين‌نفر ، چندين‌دفعه ، اين كار را با ما كردند . بالاخره مغلوب حق شدند ، چنان‌كه رفقاى شما هم مغلوب حق مىشوند . پس از مغلوبيت تنبيه خواهند شد . شهر را اشغال كرديد ، حكومت را مجبور به انزوا كرديد ، پستخانه و تلگرافخانه را در دست گرفته ، راهها را تحت نظارت درآورديد . ما را محصور نگهداشته ، براى آن‌كه حرفهاى صحيح ما به گوش كسى نرسد و رفقاى شما مقصود بىاساس خود را انجام دهند . همين عمليات بود كه وثوق الدوله و انگليسيها و يك‌چندى هم دولت نيكلائى با ما كردند . بالاخره همه نابود شدند . مطمئن باشيد حرفهاى صحيح ما ، ولو بعد از مردن هم باشد ، به تمام دنيا خواهد رسيد و مردم مظالم شما را خواهند فهميد . در آن‌هنگام ، همان افكار عامه كه تا امروز نيكلا را برانداخت ، دنيكين و كلچاك را محو كرد ، وثوق الدوله و يارانش را ساقط كرد ، انگليسيها را بيرون نمود ، فرانسه را بعد از فتح دچار يأس و پريشانى كرد ، همان افكار ، شما را كه حق‌كشى مىكنيد به كيفر ناسپاسى و بدعملى خواهد رساند . رفقاى شما گمان مىكنند كه قوهء قاهره مقابل اين‌همه مشكلات خواهد ماند . نه ، چنين نيست . احساسات عامه همه اين مشكلات را رفع كرده . رفقاى شما اگر آدم‌كشى و غارت را « مسلك » مىدانند و « كمونيستى » يا « حمايت رنجبرى » را اين گونه عمليات مىدانند ، پس صد سال است كه شاهسونها مشغول اين عملياتند ، از اين‌قرار اولين كمونيست آنها خواهند بود . گمان كردند كه اول انقلاب است و مردم به حرفهاى قالب‌زدهء آنها كه هى مسلسل مىبافند : « فقرا » ، « كاسب » ، « رنجبر » ، « كمونيست » ، « جوانان ايرانى » يا به گفتن « تواريش » خالى ، مردم فريب خواهند خورد . دو سال است عمليات افراطيون را عارف و عامى فهميده ، طشت از بام افتاده ، در انبان هرچه بود سرازير شد . اگر راه روسيه را باز كنند و مردم آزاد باشند ، معلوم خواهد شد كه افراطيون يعنى امثال ابو كف ، بر خلاف ميل بزرگان و زمامداران شما چه منظرهء قبيحى در روسيه ايجاد كرده‌اند . به نام حمايت رنجبر ، رنجبران را غارت كردند . جمعى را از گرسنگى كشته ، تمام مردم را دچار زحمت كردند . مملكت پهناور روسيه را با افعال جاهلانهء افراطى خود ويران نمودند . هرروز در ايران هم همان عمليات را مىخواهند مرتكب شوند ، غافل از اينكه سويت روسيه و رؤساى انقلاب آنها و تمام عقلا و مردمان صحيح دنيا از اين حركات متنفر و بالاخره آنها را مورد ملامت تاريخى مىدانند . رفقاى شما ، دو سه نفر جاهل را با چند نفر از خودشان ضميمه كرده ، اسم آن را كميتهء انقلاب گذاشتند و آن بدبختها را در ضمن اكثريت ، مغلوب ارادهء